تبليغاتX
خدای رحمان یا ابلیس ، بزرگ ترین دشمن انسان


سلام دوستان خیلی خوشحالم که میخواهید این گناه را ترک کنید وخودتان هم باید خوشحال باشید چون تصمیم گرفته اید که با خود مبارزه کنید ، خیلی ببخشید که مثل خیلی از وبلاگ نویسها نمیتونم کلمات زیبا و دلنشین بنویسم و بلد نیستم وب را طراحی کنم ولی مطمئنا شما هم برای این به این وبلاگ نیومدین  ولی مطمئن باشید چیزهایی بلدم که اگه بخواهید انشاالله به مقصودتان میرسید چون من کسی هستم که  خودم پس از چهار سال و نیم استمنا کردن بالاخره تونستم بر خودم پیروز بشم وترک کنم به همین دلیل ما بهتر میتوانیم حرف همدیگر را بفهمیم .

خوب دیگه فکر میکنم مقدمه کافی باشه بهتره بریم سر اصل مطلب:

( ادامه مطلب )



+ نوشته شده در پنجشنبه 21 آبان 1388ساعت 02:37 توسط جوان - نظر(6) - - لینک مطلب

باسمه تعالی 

 این اولین ماه رمضانی که این وبلاگو دارم و فکر کنم وقت خیلی خوبی برای همه ی جوونا باشه تا بتونن از پس خودشون بر بیان که اگه خدا بخواد میتونن موفق بشن راستش یه 2 3 روزی رفته بودم مشهد که امروز صبح برگشتم تهران و برای همه جوونا که از مشکل خود ارضایی رنج میبردن دعا کردم که امید وارم با شروع این ماه بتونن به طور کامل ترک کنند و راحت بشن و بتونن بقیه زندگیشونو با آرامش قلب بیشتری بگذرونن.  

ترک استمنا همیشه سخته ولی فکر میکنم اگه توی این ماه روزه بگیریم راحت تر بتونیم ترک کنیم چون توی چنتا از سایت ها خوندم که بهترین و راحت ترین راه رهایی از هر گناهی روزه و نمازه که خوشبختانه موقعیتش فراهم شده و الان فقط یک اراده خوب میخواد تا ترک کامل خود ارضایی. موفق باشید


+ نوشته شده در شنبه 31 مرداد 1388ساعت 01:02 توسط جوان - نظر(2) - - لینک مطلب

تصور ی داشتم ... خیال کردم که در کنار ساحل با خدا قدم می زنم. در هر قسمت، دو جای پا دیدم. یکی متعلق به من و دیگری به خدا . وقتی آخرین تصویر زندگی ام را دیدم. به جای پا روی شن، نگاه کردم. دیدم که چندین زمان در زندگی ام فقط یک جای پا بیشتر نیست. دریافتم که این در سخترین لحظات زندگی ام اتفاق افتاده. برای رفع ابهامم از خدا سوال کردم. «خدایا فرمودی اگر به تو ایمان بیاورم هیچ زمانی مرا تنها نخواهی گذاشت.دیدم که در سختترین لحظات زندگی ام فقط یک جای پا بیشتر نیست.چرا در زمانی که بیشترین نیاز به تو داشتم تنهایم گذاشتی؟» خدا فرمود:«بنده عزیزم تو را دوست دارم و تنهایت نمی گذارم و در مواقع سخت اگر یک جای پا می بینی، در آن لحظات، تو را به آغوش کشیدم.


+ نوشته شده در چهارشنبه 31 تير 1388ساعت 02:21 توسط جوان - نظر(6) - - لینک مطلب

 دعایی برای داشتن ایمان ثابت

ایمان 

 منبع:ya-rab.blogfa.com


+ نوشته شده در چهارشنبه 31 تير 1388ساعت 01:33 توسط جوان - نظر(0) - - لینک مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام:

ما در روزهای مهم و سرنوشت سازی به سر میبریم و میتونیم با روزهایی که در انتظار ما هست زندگی و آیندمونو عوض کنیم.

منظورم از این روزها از پنجشنبه هفت خرداد ماه سال جاری است که روز شهادت بانوی گران قدر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تا دوشنبه پانزدهم تیر ماه روز ولادت مولا علی علیه السلام است که دقیقا 40 روز است که در روز ولادت امام علی علیه السلام انشاالله هم در جشن ولادت و هم در جشن رهایی و نجات از گناه بزرگ استمنا شرکت میکنیم .

برای توضیح در مورد عدد 40 فقط این را بگویم که اگر کسی 40 روز گناهی را انجام ندهد خدا و تمام فرشتگانش او را یاری میکنند که دیگر آن گناه را انجام ندهند پس دوستان بیایید تا در این چند روز باقی مانده خود را آماده کنیم و سعی کنیم در درجه اول اگر نماز نمیخوانیم به نماز عادت کنیم و اگر هم توفیق خواندن آن را داریم خدارا شاکر باشیم و به این نکته توجه داشته باشید که بدون نماز ترک استمنا تقریبا محال است.

و در درجه دوم باید سعی کنیم از همین حالا استمنا نکنیم تا وقتی وارد روزهای طلایی شدیم مبارزه با نفس برایمان راحت تر باشد.

و در آخر کلام چندتا از تجربیاتم را میگویم و امیدوارم حتما به خاطر خدا آنها را انجام دهید :

1)مطمئن باشید بعد از روز پانزدهم از زمان شروع ترک تا روز چهلم تقریبا این روزها به سادگی میگذرد و مهم 15 روز اول است که با راه کار هایی که در پست اول گذاشتم انشا الله حتما میتونید از این روز ها نیز عبور کنید.

2)تمام عکس و فیلم های سکسی و غیر اخلاقی خودتان را نابود کنید.

3)کمتر به حمام بروید و اگر هم رفتید هرچه سریعتر بیرون بیایید و حتما قبل از وارد شدن به حمام دعا بخوانید و از معصومیین کمک طلب کنید.

4) هر روز برای خوتان و تمام کسانی که قصد دارند ترک کنند دعا کنید تا دعای آنان نیز شامل حال شما بشود.

5)و هر روز که میگذرد یک روز تقویمتان را خط بزنید و منتظر روز جشن باشید.

تمام دوستان میتوانند این مطلب را در سایت های خود قرار دهند و یا با ایمیل برای دیگران بفرستند و اگر احساس میکنند نکته ای بهتر است به این متن اضافه شود و یا چیزی از قلم افتاده بگویند تا در ادامه مطلب اضافه گردد.

تا بعد یا حق.


+ نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد 1388ساعت 12:54 توسط جوان - نظر(15) - - لینک مطلب

25 دقیقه به رفتن

چوبه دار برپا میکنند،بیرون سلولم.

25 دقیقه وقت دارم.

25 دقیقه دیگر در جهنم خواهم بود.

24 دقیقه وقت دارم.

آخرین غذای من کمی لوبیاست.

23 دقیقه مانده است.

به فرماندار نامه نوشتم.

آه 21 دقیقه وقت دارم.

به شهردار تلفن میکنم ، رفته نهار بخوره.

20 دقیقه دیگر وقت دارم.

کلانتر میگوید«پسر،میخواهم مردنت را ببینم.»

19 دقبقه مانده.

به صورتش نگاه میکنم و میخندم...به چشمهایش تف میکنم.

15 دقیقه مانده است.

اشکالی ندارد،اگر خیلی ناراحتی بیا جایت را بامن عوض کن.

14 دقیقه وقت دارم.

پدر روحانی می آید تا روحم را نجات دهد،

در این 13 دقیقه ی باقی مانده.

از آتش و سوختن میگوید،اما من احساس میکنم سخت سردم است.

12 دقیقه دیگر وقت دارم.

منتظرم که عفوم کنند.

در این 9 دقیقه ای که باقی مانده.

اما این که فیلم سینمایی نیست،بلکه...خوب به جهنم.

8 دقیقه دیگر وقت دارم.

حالا از نردبان بالا میروم تا بر سکوی اعدام قرار گیرم.

7 دقیقه دیگر وقت دارم.

بهتر است حواسم جمع قدم هایم باشد وگرنه پاهایم میشکند.

6 دقیقه دیگر وقت دارم.

حالا پایم روی سکوست و سرم در حلقه دار...

5 دقیقه ی دیگر باقی است.

یالا،چیزی بیاورید و طناب را ببرید.

4 دقیقه دیگر وقت دارم.

حالا میتوانم تپه هارو تماشا کنم،آسمان را ببینم.

آه 3 دقیقه ی دیگر باقی مانده.

مردن،مردن انسان،به راستی نکبت بار است.

2 دقیقه دیگر وقت دارم.

صدای کرکسهارو میشنوم...صدای کلاهارو میشنوم.

فقط 1 دقیقه دیگر مانده است.

و حالا تاب میخورم و میمیرم.

 آیا ما انسان ها فقط باید در 2-3 دقیقه باقی مانده از عمر آسمان را ببینیم ؟ فقط در دقایق آخر توبه کنیم؟فقط اندک زمانی قبل از مرگ گناه نکنیم؟و فقط در لحظات مرگ به یاد خدا و فراموشیه خود باشیم...؟؟؟

افسوس از گذشته ام و آه از آینده ام.


+ نوشته شده در شنبه 12 ارديبهشت 1388ساعت 01:01 توسط جوان - نظر(7) - - لینک مطلب

عرض سلام و ادب خدمت دوستان:

تصمیم دارم یادی از خاطرات تلخ گذشته کنم که اصلا چی شد که بنده به کار پر هزینه استمناء مشغول شدم.

یادم که اواخر سال تحصیلی در دوران سوم راهنمایی بودم که همکلاسی ها زیاد  از جلق صحبت میکردند ولی از آنجا که من اطلاع زیادی نداشتم از رفیقم سوال کردم که این جلقی که همش بچه ها ازش صحبت میکنند اصلا چی هست؟ اون نامردم ، نامردی نکردو از اول تا آخرشو به من بدبخت آموزش داد منم شب رفتم برای اولین بار به هر بدبختی بود استمنا کردم و برام خیلی جالب و خوب بود چون دفعه ی اولم بود به همین دلیل فردا هم رفتم که دوباره اون کارو انجام بدم ولی به محض انجام جلق دیگه مثل روز قبل خوشم نیومد و تازه یک حس خیلی بد همراه با اظطراب بهم دست داد نمیدونم شاید بهم الهام شده بود که این کار گناه به همین خاطر زنگ زدم دفتر کار آیت الله بهجت که مطمئن بشم این کار گناه نیست که یک طلبه جوان گوشیرو برداشت و من با خیال راحت و مطمئن از اینکه این کار گناه نیست یا حداقل گناه کمی داره ازش پرسیدم «آیا استمنا گناهم داره ؟» طلبه پشت تلفن بعد از چند ثانیه سکوت گفت«نه تنها گناه داره بلکه گناه کبیرست»

باور کنید نمیدونید چه حس بدی بهم دست داد حتی همین الآن هم که یاد اون موقع افتادم یک حس خیلی بدی پیدا کردم با این حال عین دیوونه ها شده بودم و بغض کرده بودم و هی از خدا طلب بخشش میکردم البته باید بگم آدم خیلی مذهبی ای نبودم ولی به هر حال از گناه کبیره خیلی میترسیدم و همیشه با خودم فکر میکردم واقعا کسایی که گناه کبیره انجام دادن چطوری طاقت میارن و دیوونه نمیشن، به هر حال یه چند روزی حالم بد بود و مدام عذاب وجدان داشتم ولی نمیدونم چه بلایی سرم اومد که دوباره که به حموم رفتم باز این کار ننگینو انجام دادم همون طور که خیلی هاتون تجربه کردین این بار دیگه ترسم از خدا کمتر شده بود و ایمانم ضعیف تر و حتی دیگه مثل سابق لذتی هم نمیبردم ، که بالاخره تا چند ماه پیش که نزدیک 5/4 سال از اون ماجرا میگذره تونستم با کمک خدا ترک کنم و الآن واقعا احساس سبکی میکنم و به شمایی که تا بحال اقدام به ترک نکردید توصیه میکنم که سعی کنید حتما ترک کنید و به آرامش برسید.


+ نوشته شده در پنجشنبه 3 ارديبهشت 1388ساعت 01:35 توسط جوان - نظر(6) - - لینک مطلب

سلام به همه رفقا :

در پست قبل راه های ترک خودم را نوشتم که 100 درصد موثر است ودر این پست می خواهم با استفاده از چند کتاب و سایت معتبر دیگر موارد مربوط به آسیب های استمنا به بدن را بنویسم.

همه میدونیم که جلق چه برای خانوم ها و چه برای آقایان ضررهای بسیاری دارد از جمله این ضررها که تعداد کمی هم نیست مربوط به ضعیف شدن حواس 5 گانه از جمله آسیب به حس شنوایی و بینایی است تقریبا اکثرا از جمله خودم مشکل بینایی را پیدا می کنند و از دیگر این مشکلات می توان کم شدن حافظه کاهش اشتها، تنگی نفس ، مشکلات روحی و روانی ، کم خونی شدید ، کمر درد ،لرزش دست ، اضطراب و ... است که این تنها تعداد کمی از مشکلات مربط به این عادت ننگین است .در اینجا توجه شما را به نامه ای که در سایت مشاور خود ارضایی که به نظر من تخصصی ترین و بهترین سایت برای ترک است که در پیوندها نیز وجود دارد جلب می کند:

«... آیا از وضع جوانان و درد دل هاى ما آگاهى دارید؟...

آیا مى دانید عدّه اى از جوانان دست به جنایت بزرگى مى زنند و گرفتار انحرافاتى هستند؟...

چندى پیش در خیابان ثریاى «یزد» مى گذشتم ناگهان چشمم به جوانى افتاد که سن او در حدود 25 سال بود، بدنى بى حس و چشمانى نابینا داشت در حالى که دست او در دست براد کوچکش بود، از خیابان مى گذشت.

من از چرخ پیاده شدم و از برادرش که با هم آشنا بودیم پرسیدیم این کیست؟ گفت این برادرم است، مات و مبهوت انگشت بر دهان گذاشتم...

گفتم چرا برادرت به این روز افتاده؟ گفت تا 20 سالگى هیچ عیبى نداشت، ولى بر اثر اعتیاد به «یک نوع انحراف جنسى» چند سال است که چشمش نابینا شده...

بدبختانه باز دست بردار نیست... تقاضا مى کنم هر چه زودتر زیان هاى این جنایت و راه علاج آن را براى ما «جوانان»

تشریح کنید، چه کنیم که ما هم آلوده این کارها نشویم؟...».

تقریبا هممون از این ضررها و مشکلات خبر داریم ولی باز به هنگام احساس شهوت بلافاصله به همه چیز پشت میکنیم و ...

 دوستان عزیز با تمام این حرفها باید دقت کرد درست است که یکی از دلایل ما برای ترک استمنا این است که مریض نشویم و یا سالم بمانیم ولی دلیل اصلی صفای دوباره قلب ما و دوستی هرچه بیشتر با خداست که فقط وقتی ترک کردید میتوانید متوجه لذت آن بشوید و آرامش کامل داشته باشید.


+ نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردين 1388ساعت 12:53 توسط جوان - نظر(3) - - لینک مطلب

سلام دوستان خیلی خوشحالم که میخواهید این گناه را ترک کنید وخودتان هم باید خوشحال باشید چون تصمیم گرفته اید که با خود مبارزه کنید ، خیلی ببخشید که مثل خیلی از وبلاک نویسها نمیتونم کلمات زیبا و دلنشین بنویسم و بلد نیستم وب را طراحی کنم ولی مطمئنا شما هم برای این به این وبلاگ نیومدین  ولی مطمئن باشید چیزهایی بلدم که اگه بخواهید انشاالله به مقصودتان میرسید چون من کسی هستم که  خودم پس از چهار سال و نیم استمنا کردن توانستم بر خودم پیروز شوم وترک کنم به همین دلیل ما بهتر میتوانیم حرف همدیگر را بفهمیم .

خوب دیگه فکر میکنم مقدمه کافی باشه بهتره بریم سر اصل مطلب:

( ادامه مطلب )



+ نوشته شده در پنجشنبه 24 بهمن 1387ساعت 02:20 توسط جوان - نظر(14) - - لینک مطلب